خط داستانی
جیمی هانلی متوجه میشود که شریک رقص سابقش کشته شده و یک پسر بچه به نام سندی به جا گذاشته است، بنابراین او بچه را به خانه خود و هماتاقیاش بوریس بوبنکو میآورد. مدیر تئاتر، آلن رند، تهدید میکند که جیمی را به خاطر بیتوجهی به کارش اخراج خواهد کرد، اما دوستدختر جیمی، دیانا، با رفتن به شام با رند، اوضاع را بهبود میبخشد، هرچند که جیمی مخالف است. سندی به سرخک مبتلا میشود و قرنطینه باعث میشود که جیمی و بوریس یک آزمون بزرگ را از دست بدهند.