خط داستانی
مردی باید بین کار و خانوادهاش انتخاب کند، پس از اینکه در طول تعطیلات خانوادگی به کار فراخوانده میشود. او و پسرش یک تله خرگوش بیضرر در جنگل نزدیک کلبهای که در آن تعطیلات میگذرانند، گذاشتهاند. وقتی خانواده به خانه برمیگردند، متوجه میشوند که فراموش کردهاند تله را بردارند و پسر نگران است که خرگوشی گرفتار شده و از گرسنگی بمیرد. مرد در صف ترفیع است، اما احساس میکند که رئیسش او را نادیده میگیرد. او باید تصمیم بگیرد که آیا به غریزهاش گوش دهد و کار درست را انجام دهد یا ممکن است ترفیعی را که برایش سخت کار کرده از دست بدهد.