Storyline
ویریدىانا در آستانه شروع زندگی کنیایتی است که طبق خواست فرامی گیرد تا عموی پیرش دون خایم را دیدار کند او از او حمایت می کند اما تنها یک بار دیدار کرده اند خایم فکر می کند وریودیانا شبیه همسر مرده اش است و وریودیانا به طور پنهانی از این مرد متنفر است و وقتی خایم مصمم به اغوای دختر باکره اش می شود اوضاع را بر هم می زند و وریودیانا در اثر افشای نقشه هایش برای پیوستن به دیر، به هم می ریزد