Storyline
برنابه کارگردان هنری یک شرکت تبلیغاتی است اما عشق به رئیسهایش، خوابیدن با هرکسی که به پیشبرد کارش کمک کند، و بیتفاوتی به همسرش او را به خود مشغول میکند. تا این که با مدل جوانی که به خانهٔ رئیس خود میآید روبرو میشود و ادعا میکند خانه متعلق به اوست. در نزدیکی، ماشینآلات برای ساخت شهربازی در حال تخریب است و برنابه متوجه نمیشود که این ملاقات با یک طرفدار محیط زیست افراطی است که با دوستانش به خانه میآیند، برنابه را مست و بیهوش میکنند و به تخریب ماشینآلات میپردازند. وقتی او به هوش میآید، متوجه میشود که قصد دارد با همسرش را قدردانی کند.