خط داستانی
داستان درباره یک پیرمرد و دخترش است که او به قمار addicted است و آنها بیپول هستند. به خاطر زیبایی و درخواستهایش، قمارباز پولی را که پیرمرد باخته است برمیگرداند و از آن زمان به بعد اجازه نمیدهد که او در جای او قمار کند. بعداً او در جلوگیری از قمار کردن پیرمرد در جاهای دیگر کمک میکند.