خط داستانی
یک فیلم گمشده. ماری فولر در هفده سالگی مادرش را از دست داد و به جای او نه تنها به عنوان سرپرست، بلکه به عنوان حامی خانواده وارد عمل شد. پدرش با زنی که از نظر اجتماعی پایینتر از خود بود ازدواج کرد و از خانواده اشرافیاش طرد شد. این زن دخترش را با یک ایده بزرگ کرد: خوشبختی پدر همیشه باید در اولویت باشد. متأسفانه، او این فداکاری را با غرق شدن در عمقهای فزایندهای از رسوایی جبران کرد تا اینکه در زمان مرگ همسرش، تمام زندگیاش در یک مکان نوشیدنی سپری شد.