خط داستانی
سیم اسلون و پسر محبوبش از طردشدگان روستا بودند و نمیتوانستند به عنوان عاشقان صلح و مهربانی شناخته شوند. اما پدربزرگ در خانهای پر از عشق زندگی میکرد و وقتی سیم برای تفریح خشن خود وارد میشد، به زودی با کمک پدربزرگ خارج میشد. تحریک شده توسط تمسخر و نوشیدنی، سیم قسم خورد که انتقام بگیرد. اینجا بود که منبع جدید پودر پدربزرگ به کار آمد. سیم آن را تصاحب کرد و اگرچه خانه عشق را ویران کرد، اما از طریق زهر خود تنها چیزی را که در زندگی cherished میکرد، نابود کرد.