خط داستانی
داستان در یک روستای آمریکایی در اوایل قرن اتفاق میافتد، جایی که یک زن جوان کوئیکر به نام پریسیلا عاشق معلم مدرسه، جان هارت است. وزیر محلی، کشیش کول، که با گلها به کلبه او میآید، خواستگار ناخواستهای است. او به تلافی، قوانینی سختگیرانه وضع میکند که یکی از آنها الزام حضور در کلیسا در روز یکشنبه است. پریسیلا از تبعیت از این قانون امتناع میکند و دستگیر میشود. پس از اینکه او را به آب میزنند و در معرض تحقیر قرار میدهند، از مستعمره اخراج میشود. جان نیز با او میرود. آنها مورد حمله بومیان قرار میگیرند و جان به شدت زخمی میشود. پریسیلا موفق میشود به روستا برگردد و پیغام حمله قریبالوقوع را به پیوریتنها بدهد. آنها پس از یک نبرد ناامیدکننده، بومیان را شکست میدهند. کشیش کول که به شدت زخمی شده، از پریسیلا طلب بخشش میکند و پیوریتنها برای رفتار سختگیرانه خود با او جبران میکنند.