خط داستانی
برونچو بیلی، گوسفنددار، به فروشگاه روستا میرود و یک حلقه نامزدی برای معشوقهاش، معلم مدرسه، خریداری میکند. وقتی که میخواهد سوار اسبش شود، یادداشتی را روی زین پیدا میکند که به او میگوید کشور را ترک کند زیرا تنها مردان گاو مورد نظر هستند. در راه بازگشت به خانه، توسط پادشاه گاو و باندش مورد حمله قرار میگیرد. برونچو بیلی به آتش پاسخ میدهد و رهبر را زخمی میکند، اما خود نیز زخمی میشود. او به مدرسه میرود، جایی که معشوقهاش از او محافظت میکند تا کمک برسد. در این میان، پادشاه زخمی گاو توسط والدین برونچو بیلی به حالت بیهوشی پیدا میشود.