خط داستانی
یک زن جوان ثروتمند انتقام خود را از یک نویسنده جوان میگیرد که ایدههای عجیبش درباره زنان او را به رفتار و صحبتهای توهینآمیز واداشته است. این جوان خود را در کوهها منزوی میکند تا داستانی درباره زن اولیه بنویسد، جایی که دوستانش او را پیدا میکنند و او به آنها قسم میخورد که هیچ زنی از آستانهاش عبور نکند. زن جوان شیطنتآمیز داستان، مصمم به اینکه او را به پای خود بیندازد، به طور مخفیانه به خانه یک زن کوهنشین میرود و با او به عنوان یک دختر وحشی از تپهها زندگی میکند. او عمداً از یک شیب سر میخورد و به جایی میافتد که میداند او در مسیرش قرار میگیرد و پاداشش این است که او او را برمیدارد و به کلبهاش میبرد، جایی که او تظاهر میکند که آن روز بیش از حد آسیب دیده است. زن کوهنشین فراخوانده میشود و این دو برای چند روز در کلبه نویسنده میمانند. سرانجام او توسط مردمش کشف میشود و همچنین مشخص میشود که نویسنده زنستیز به جذابیت مهمان زیبايش افتاده است.