خط داستانی
زنی جوان و بیخانمان به نام لولا دکستر عاشق والتر کاسگروو میشود، که او را در یک آپارتمان لوکس مستقر میکند و قول ازدواج به او میدهد. اما پس از اینکه ثروت او به هدر میرود، والتر با ادیت دانفیلد ثروتمند ازدواج میکند در حالی که دوستپسرش، جیمز اشلی، در جبهههای جنگ میجنگد. لولا که دلشکسته است، تصمیم میگیرد از این پس از مردان به نفع خود استفاده کند و به فلوریدا سفر میکند تا اولین قربانیاش را پیدا کند. اما او به زودی ناامید میشود و در آستانه خودکشی است که پدر ناتوان ادیت، توماس دانفیلد، او را قانع میکند که زندگیاش را از نو آغاز کند. آنها دوستان نزدیکی میشوند و به خانه برمیگردند، جایی که متوجه میشوند ادیت که توسط والتر نادیده گرفته و مورد آزار قرار گرفته، به اشتباه خود پی برده و برای جیمز دلتنگ است. برای فراهم کردن زمینه طلاق ادیت، لولا اجازه میدهد والتر وارد اتاقش شود، اما وقتی او در حالت مستی به او حمله میکند، از پلهها سقوط کرده و کشته میشود.