پیروزی بزرگ، ویلسون یا کایزر؟ سقوط هوهنزولرنها
پس از یک مقدمه که در آن زمینههای ویلهلم دوم و وودرو ویلسون نشان داده میشود، داستان کوندرا لبرت از آلزاس-لورن را میبینیم. کوندرا که مجبور به جنگ برای آلمان است، شاهد سربازانی است که دختران را به کلیسا میبرند تا به آنها تجاوز کنند و یکی از آنها را که نوزادی را میکشد، میکشد. در این درگیری زخمی میشود و به بیمارستانی در بروکسل منتقل میشود که توسط پرستار ایدیت کاول اداره میشود و در آنجا عاشق پرستار آمریکایی، امی گوردون میشود. پس از ترور ایدیت کاول و قتل خواهر کوندرا، ویلما، توسط لیوتنان شرور، کوندرا به درخواست مرگ او احترام میگذارد و به آمریکا میرود تا از اعتبار آلزاس-لورن دفاع کند. در آنجا او رئیسجمهور ویلسون را متقاعد میکند که آلزاسیها باید اجازه ثبتنام داشته باشند. در حالی که با "دو بویها" میجنگد، کوندرا اوبر را میکشد و پس از آتشبس، به امی برمیگردد.