خط داستانی
این فیلم یک اثر از کلارا باو نیست، اما به وضوح جنبهای از کلارا باو است که یک ملودرام جدی را به یک بیانیه اجتماعی جاودانه و عمیق ارتقا میدهد. فیلم با صحنهای در صف اعدام آغاز میشود که در آن یک جوان خوشچهره در انتظار صندلی الکتریکی است. یک آزمایش هیجانانگیز از سیستم قانونی شکل میگیرد، پس از اینکه دو نوع نخبگان برای افشای ناکارآمدیهای آن توطئه میکنند. وکیل نخبه و خسته، گوردون هارینگتون، یک قتل را جعل میکند و یک «مجرم استخدامی» به نام دن اوکانر را متهم میکند، در حالی که یک جوان بازیگوش در یک قایق تفریحی پنهان شده است تا زمانی که نقاط اثبات شود و سیستم قانونی بیاعتبار شود. به طور طبیعی، چیزی اشتباه پیش میرود، جوان بازیگوش واقعاً به قتل میرسد و اوکانر اکنون متهم به قتل و زندانی است که قرار است اعدام شود.