خط داستانی
استن و الی در راه آتلانتیک سیتی با همسرانشان هستند، وقتی الی از یک دوست در کلبه تماس میگیرد و به او میگوید که یک مهمانی ویژه آن شب به افتخار آنها برگزار میشود. الی تظاهر به بیماری میکند و همسران را جلو میفرستد و قول میدهد که او و استن صبح به آنها ملحق خواهند شد. این دو در لباسهای کلبه خود آماده میشوند، اما همسرانشان برمیگردند زیرا قطارشان را از دست دادهاند. با عدم وجود راه فرار واضح، استن و الی در ترس به تختی پناه میبرند و در پاسخ به درخواست استن که میگوید "چه کار کنم؟"، الی پاسخ میدهد "بزرگ باش!".