آنها آقای نایت را می شناختند
They Knew Mr. Knight
پس از یک ملاقات تصادفی در قطار با لورنس نایت، ثروت خانواده تام بلیک به لطف نیکوکاری این سرمایهدار بزرگ رونق میگیرد. دوستی در حال توسعه منجر به فروش خانه نایتها به بلیکها میشود زمانی که آنها به لندن بازمیگردند. همه چیز برای بلیکها خوب به نظر میرسد زیرا قیمت سهام در کسب و کار جدید آقای نایت افزایش مییابد، اما آیا اعتماد آنها بیمورد است؟