خط داستانی
سعیدا دختر عربی وحشی و عجیب است که زندگیاش تحت سلطه یک جادوگر محلی، یک طرد شده انتقامجو در جامعه، قرار دارد. او به سعیدا القا کرده که "چشم بد" دارد و به همه کسانی که او را دوست دارند، فاجعه میآورد. پزشک فرانسوی، هنریک، او را به کلینیکش میبرد تا بهبودی یابد و عاشق او میشود، همانطور که دوستش، سی لحسن، ولی این دولت کوچک مراکشی نیز عاشق او میشود. وقتی طاعون بر شهر میافتد، سعیدا متقاعد میشود که او مسئول است و به تنهایی به کوهستان میرود تا سرم طاعون را که توسط دزدان به گروگان گرفته شده، به دست آورد. مثلث عشقی بیشتر فیلم را تحت تأثیر قرار میدهد.