خط داستانی
قرن 15. د. آلفونسو، یک اشرافی حسود و پیر، از همه میخواهد که هنگام رفتن همسرش، د. لئونور، به کلیسا برای دعا به بانوی رحمت، دور بمانند. اشرافی دیگر، د. روی، او را میبیند و تحت تأثیر زیباییاش قرار میگیرد. د. آلفونسو دستور میدهد همسرش به کینتا دو کابرل برود و تصمیم میگیرد یک شب رقیبش را به قتل برساند. در این لحظه، یک مرد آویزان تصمیم میگیرد مداخله کند. - موتلکس