ایرین، به خانه برو!
Irene, Go Home!
یک سرپرست کارخانه متوجه میشود (به نارضایتی خود) که همسر خانهدارش بهطور مخفیانه در حال یادگیری رانندگی است تا شغلی پیدا کند و پسرشان را به مهدکودک بفرستد.