خط داستانی
سایرِ عارفانی با نقابی طلایی، که بسیاری از مبارزان شاخص را کشته بود، مصمم به یافتن دفترچهٔ شمشیر بینقص بود تا دنیأ ورزشی را به دست آورد. بنابراین، او به دنبال تکتیراندازی که دفترچه را در اختیار دارد رفت، اما دومی فرار کرد و در کُهنی را یافت که در آن دو استاد هنرهای رزمی با او مهارتهای بینقص شمشیر را آموختند...