خط داستانی
تیا و تونی دو کودکیتُرند که تواناییهای فراطبیعی دارند. لوکاس درریان بهعنوان عموی آنها با هدف بهدست آوردن قدرتهایشان ظاهر میشود تا از آنها برای ارباب خوشکین و شیطانیاش بهره برداری کند. جیسون، مردی بیهمسر، به تیا و تونی در فرار به کوه جادو کمک میکند و همزمان آنها به جیسون در کنار رفتن از درد از دست دادن همسرش کمک میکنند.