خط داستانی
آتِزه، لوتس و سولی بدون کار هستند. روز به روز در حیاطی پشتی اتلاف وقت میکنند. آتزه از کارگاه مهندسی اخراج شده، لوتس تازه دورهٔ کارآموزیاش را به پایان رسانده و به شرکتش راه نیافته، و سولی که یونانی است، کارآموزی هم نمیگیرد. همسایهها مشکوکند، همکاران سابقشان آنها را مسخره میکنند، هیچکاری کردن دلزدگی میآورد و سه نفر از همهچیز خستهاند. آنها کیسهبارِ مبلمان را دزدیده و با آن فرار میکنند. یک سفر کوتاه به آزمایشی از آزادیِ قرضی تبدیل میشود. اما فراریها دنبال میشوند؛ همسایهها همیشه از وجودشان آگاه بودهاند، پلیس در جستوجو است و گروهی افراطی در جستوجوی دستگیر کردنِ بیخانمانها هستند.