خط داستانی
کالب، «پسر هیچ کس» (اِنریکو مونتسانو) در روزهای عیسی در جلیل زندگی میکند و به عنوان سارق و حقه باز، با تظاهر به جادوگر بودن دست و پنجه نرم میکند. هنگامی که شاهد تبدیل آب به شراب توسط عیسی میشود، فکر میکند رقیبی پیدا کرده است. بنابراین کالب ادامه میدهد و متقاعد میشود که عیسی تقلبی است همانند خودش، همیشه در حال کشف نقشههای او. در این میان با یک روسپی آشنا میشود (با بازی ادوئیگ فنهش)، اما همچنین با همسر یک اشرافی رومی (با حضور بناردت لافون)، او چند بز میدزدد و به چند نفر کلاهبرداری میکند، با سگی دوستداشتنی دوست میشود و با برخی سربازان رومی دچار دردسر میشود.