خط داستانی
ادوارد بن Bittermagen و دوستش استاد فیف با هم سرگرمی ای خنده دار دارند هر فرصت را برای قمار میسنجند قمار تازهٔ آنها این است که مدعی است چگونه پسرش تومی با جولیا دختر جوان استاد زوج میشود هر دو با هم علاقهای به یکدیگر ندارند اما فیف در برابر آن شرط میبندد اما bittermagen ترفند ترسناکی به کار میبرد او وانمود میکند که آخرین ساعات زندگیاش فرارسیده و تومی و جولیا را به تختخواب مرگش میخواند او هر دو را از ارث هنگفتش برخوردار میکند اگر مسئلهای را حل کنند