پسر رکشا
Rickshaw Boy
شیانگ زی یک پسر رکشا است که همیشه آرزوی برتری و تشنگی برای آزادی داشته است. او با هو نیو ازدواج کرد که بعداً به دلیل عوارض زایمان فوت کرد. پس از مرگ او، دختر دیگری به نام شیائو فوزی به شیانگ زی علاقهمند میشود اما آنها به دلیل فقر از هم جدا میشوند. شیانگ زی به شدت کار میکند تا زندگیاش را تغییر دهد، اما به زودی متوجه میشود که شیائو فوزی نیز فوت کرده است، درست زمانی که او برای آیندهشان امیدوار شده بود. در نهایت، شیانگ زی، مردی بیباک، تسلیم آن جامعه تاریک میشود.