خط داستانی
مردی عجیب به نام کارل راماره ویچ پس از کشف راهی برای قدرت یافتن در زمان مرگ از طریق تله کینیز به سرعت می میرد روز خاکسپاری او جلوی گور را جولیه با هدف انجام آدابی از جوانی در کنار دو دختر دیگر می ستاند گور به صحنه ترسناکی تبدیل می شود چون ریمار به زندگی باز می گردد و نیروهای ترسناکش را به کار می اندازد