نی نبود سُلوچِنِی این بهار
Nie było słońca tej wiosny
زنی یهودی که از یک فرایند اعزام فرار می کند به خانواده ای که به گاز دی اکسید کربن آلوده شده است، کمک می کند. میزبان جوان تصمیم می گیرد دختر را پنهان کند.