خواهر کوچک کاپیل با مصرف بیش از حد دارو میمیرد و او قسم میخورد تا با پیوستن به پلیس با مواد مخدر و قاچاقچیان مبارزه کند. او به زودی به بازرس سی آی دی تبدیل میشود و در بمبئی با مادرش زندگی میکند. روزی دوستش از گوآ، آلبرت پینتو، جلوی چشمش کشته میشود و او قسم میخورد انتقام بگیرد اما پلیس محلی جلوی این کار را میگیرد و این حادثه به بازرس دیگری واگذار میشود. ناامید، کاپیل تصمیم میگیرد به گوآ سفر کند.