خط داستانی
پدری و پسری با هم به خلوت روستایی در کوهستان سفر می کنند. آنجا پدر بی وقفه، سرسخت و با محبت سعی می کند وارد جهان ناشنوا و اُتیستیک فرزند خود شود. جهان آیین ها، فهم ناپذیری ها و نگاه کودک به بی کران یک توپ شیشه ای. جهان انکار. پدر سعی می کند به انزوای فرزند نفوذ کند، اما ایزولاسیون کودک به او سرایت می کند. انتظار و سکوت، و تلاش برای یادگیری چیزی از کودک. زمان به تعویق می افتد.