روزهای بافکایی
Ke arteko egunak
روزی، پدرو سانسینئنا خانواده، دوستان و کشور را ترک کرد، محیطی که او را غرق کرده بود. بیست سال پس از آن به باسک میآید و با کینههای قدیمی، درگیریهای جدید و حتی داستان عاشقانه ای دراماتیک مواجه میشود