میخواهم پیتر را دوست داشته باشم
Haluan rakastaa Peter
یک بیوه میانسال به نام سنا پس از مرگ شوهرش به سوئد مهاجرت کرده است. او در لینکoping با دو فرزندش زندگی میکند و در کتابخانه محلی کار میکند. در یکی از سخنرانیهایی که برای مهاجران در کتابخانه برگزار میشود، او با دکتر پیتر ماکوس آشنا میشود و شروع به تبادل نامه میکنند. خیلی زود آنها عاشق هم میشوند.