سانام
Sanam
یک جوان صادق اما بیکار به نام یوگن، پس از Begegnung تصادفی عاشق ثروتمند و مستقل سادانا میشود، اما وضعیت وخیم اقتصادیاش او را به مرتکبی جرم سوق میدهد که توسط پدر سادانا، وکیل دادستان، پیگیری میشود و این امر مانعی عمیق اجتماعی و قانونی بر عشق آنها ایجاد میکند.