جشن مِرِن
Meren juhlat
سینی منتظر بازگشت شوهرش از سفر است و به گذشتهاش با یاسکا فکر میکند. او او را به یک مهمانی دعوت میکند، جایی که احساسات قدیمی دوباره زنده میشوند. بعد از آن، آنها به جزیرهای میروند که قبلاً به آنجا میرفتند و با خاطرات و گذشته رابطهشان روبرو میشوند.