خط داستانی
پس از اینکه پدرش در سرمایهگذاری در بورس شکست میخورد و به مرگ ناگهانی میرسد، دختر وارد یک کارخانه نساجی میشود و از خانوادهاش حمایت میکند. اما زندگی با حقوق کم و بازپرداخت بدهیهای پدرش برای او بسیار دشوار است. در نهایت، او سعی میکند با برادر کوچکترش خودکشی کند. اما تنها برادرش میمیرد و او که زنده میماند، در دادگاه به جرم پدرکشی متهم میشود. او سزاوار مجازات اعدام است، اما دادگاه شرایط او را در نظر میگیرد و به اندازه کافی سخاوتمندانه راهی جدید برای شروع دوبارهاش باز میکند. این یک داستان واقعی است.