خط داستانی
گندی گوس و ساورپوس، در یونیفورمهای نظامی، یک ایستگاه پیشرفته دورافتاده را اداره میکنند. در این روز، هواپیماهای ژاپنی سعی میکنند آنها را بمباران کنند و سرنگون میشوند. سپس، با دیدن یک ناو جنگی دشمن و اشتیاق برای عمل، آنها به یک قایق PT میپرند تا آن را بگیرند. آنها به زنجیر لنگر بالا میروند و به ناو میرسند. ملوانان ژاپنی خوکهای بزرگ و چاق هستند. با شلیک گلوله، آنها گندی و ساورپوس را در عرشه تعقیب میکنند و آنها نیز به آنها شلیک میکنند. بسیاری فریب میخورند و سرشان را به یک پنجره پورت میزنند و به زمین میافتند. یک ملوان دیگر فریب گندی را میخورد که از فشنگها به عنوان دندان استفاده میکند و چشمانش را تنگ میکند تا فکر کند او یک ژاپنی دیگر است. رهبر آنها، یک دریادار با لباس کامل، در یک توپ ضد هوایی با یک تکه صابون جا میشود، از یک حباب صابون شلیک میشود و سپس با یک تیرکمان به زمین میافتد. دریادار با یک بشکه باروت به سمت قهرمانان ما میآید، بیخبر از اینکه ساورپوس آن را آتش زده است. پسرها در حالی که ناو جنگی منفجر میشود فرار میکنند.