خط داستانی
روباه، یک نجار، برای بریدن درخت روزانهاش راهی میشود. او درخت کلاغ را انتخاب میکند اما کلاغ مصمم است که خانهاش را نجات دهد. او سعی میکند با شعر و آواز به احساسات روباه appeal کند اما روباه توجهی نمیکند. پس از توافق بر سر اینکه کلاغ ابتدا وسایلش را خارج کند (که در این فرآیند روباه زیر آسانسور و پیانو له میشود)، روباه شروع به بریدن درخت میکند. کلاغ تیغه را از تبرش جدا میکند و روباه مجبور میشود از اره استفاده کند که کلاغ با آن روباه را به مدار پرتاب میکند. سپس او سعی میکند با یک فیل درخت را خراب کند اما کلاغ با یک موش اسباببازی فیل را فراری میدهد. در نهایت، روباه برنامهریزی میکند که یک قطار را به درخت بکوبد اما معلوم میشود که درخت فسیل شده است (یا نه؟).