خط داستانی
ارما دزموند از عمویش و عمهاش به دیدن دوستی به نام فیلیس در شهر میرود. در آنجا، او به عنوان همراه خانم استنلی، که بسیار زودجوش است، کار پیدا میکند. خانم استنلی به قدری شوهرش را ترسانده که او برای چند ماه رفته است، به ظاهر برای بردن دخترشان به مدرسه، اما در واقع برای به دست آوردن آرامش. با این حال، خدمتکاران هنوز قربانی نوسانات وحشتناک او هستند تا روزی که او تصمیم میگیرد به رنو برود تا طلاق بگیرد.