خط داستانی
بعد از اینکه ثلاث بار عروسی را در کنار میله تخت جایش رها کرده، مِیجِی کارپنتر با لقب «عروس فراری» از سوی روزنامهنگار ناامید نیویورکی، آیک گراهام، شناخته میشود. اما وقتی صحت گزارشهای او به چالش کشیده میشود، آیک برای حفظ اعتبار خود به شهر زادگاه مِیجِی می رود تا از رسیدن به چهارمین سفر به راهرو ازدواجِ او گزارش دهد — سفری که معتقد است دوباره فرار خواهد کرد. هرچند مأموریتش از روی منافع نقد و رسوایِ خبری است، آیک به تدریج به این دلشکنِ خیرهکننده لبخند میزند و عاشقش میشود.