خط داستانی
یک کارگردان (اوانس اوهانیان) به دنبال موضوعی برای فیلمش میگردد و کسی پیشنهاد میدهد که حاجی آقا را به طور مخفیانه فیلمبرداری کند. حاجی بسیار ثروتمند است و به سینما بیاعتناست. دختر حاجی، دامادش و خدمتکارش نیز به کارگردان در ساخت فیلم کمک میکنند. ساعت حاجی گم میشود و او به خدمتکارش مشکوک میشود. حاجی و دامادش شروع به تعقیب او میکنند. در ابتدا، آنها او را به دندانپزشکی دنبال میکنند و سپس با یک فقیر ملاقات میکنند که ادعا میکند میتواند ساعت گمشده را پیدا کند. او کارهای عجیبی انجام میدهد. کارگردان به طور مداوم از حاجی عکس میگیرد. سپس حاجی فیلم را تماشا میکند و به ارزشهای واقعی سینما پی میبرد.