وقتی مادلیف مادربزرگش می میرد مادرش او را به مراسم خاکسپاری می برد سپس به دیدن پدربزرگ می رود و به زودی از کار می افتد تا میشا به او بگوید چه قدر زندگی تابستان روستایی می تواند دلپذیر باشد او خانه تابستانی مادربزرگ را بررسی می کند در را قفل مشاهده می کند مادلیف مادربزرگ را به خاطر نمی آورد اما از طریق کنجکاوی در خانه تابستانی اطلاعات زیادی درباره او به دست می آورد نویسنده استیو شونبرگر
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.