خط داستانی
ماریا داستان غمانگیز عشق ماریا، زن جوان و زیبایی و برادر ناتنیاش افراین، مرد جوانی از دره کائوکا را روایت میکند. آنها هر دو عاشق میشوند و رومانس خود را در مزرعه "ال پارایسو" در دره کائوکا زندگی میکنند، اما همه چیز گل و بلبل نیست، زیرا افراین به دلیل تحصیل باید به بوگوتا برود و ماریا را با دردی در دلش تنها میگذارد. مدتی بعد، ماریا بیمار میشود و اما به برادرش درباره وضعیت او میگوید.