مارتى او نیم، پسری با چشمانی گشوده به جهان، برای یافتن معنا در جاده به راه میافتد. وقتی موتور سیکلتش در خارج از کتابفروشی بزرگسالان در شهر کوچک آمریکا خراب میشود، در آن فروشگاه شغلی پیدا میکند تا برای تعمیر موتورش درآمدی به دست آورد. در حالی که درک خود از صاحب سختگذر را میفهمد، با النمور، شاعر پیر، دوست میشود که به فروشگاه رفت و آمد میکند و شیفته مری جین، رقاصه تندخوی حاضر در غرفه نمایش پاپشی میشود. مارتِی معنای جستوجویش را در یک پرسش ساده میفهمد: سُموت چیست؟