خط داستانی
نقاشی به ایدز مبتلا میشود و در کلینیک بیماری در بلگراد بستری میشود. او با یک موزیسین سابق و مصرف کننده مواد در یک اتاق مشترک است. نقاش به بهبودی از طریق نقاشیها ایمان دارد که آنها قدرت ماوراءطبیعی دارند. در اتاق، پدرمیزان بیماران، پسر مشکوک به ابتلا به ویروس اچ آی وی آورده میشود. همزمان همسر موزیسین او را ترک میکند. احساس انتقام، او را به قتل پرخاشگرانه جوانی در اتاق وا میدارد. سلامت نقاش رو به زوال میرود و میمیرد. اندکی بعد موسیقیدان خودکشی میکند. تنها پسر در اتاق باقی میماند—فرزندی با سرنوشت نامشخص و در اختیار بودن دهها نقاشی به شکل آواپذیر.