خط داستانی
یک زن جوان که در مکزیک سفر میکند، توسط یک باند دزدیده میشود و آنها او را از طریق بیابانهای ناهموار به مخفیگاه خود میبرند. او موفق میشود پیامی برای دوستش بیل بگذارد که کشور را به خوبی میشناسد. اما وقتی بیل نمیتواند اسبی پیدا کند، تنها وسیله نقلیه موجودش خودرویش است. با این حال، او مصمم است که به نجات او بیاید، حتی اگر به معنای تلاش برای رانندگی در مسافتهای طولانی از زمینهای سنگی و شکسته باشد.