Second life
فیلم زندگی دوم
فانسان سی ساله است اما هرگز تصمیم گیری یاد نگرفته است. چه کاری انجام دهد؟ آیا با دوستش ازدواج کند یا با او کسب و کاری آغاز کند، برای خرید کفش چه رنگی بخت بزند؟ زندگی برای او دامی همیشگی است. اما روزی سرنوشت تصمیمی برای او میگیرد. فناسان در اثر برخورد با ستونی تبلیغاتی، ۱۶ سال به جلو پرتاب میشود، اکنون در حدود چهل سالگی رئیس شرکت بزرگی است، با زنی که به زایش خود آشنا نیست، پسری نوجوان دارد که مرتب به او جرئتورزی میکند و دختری زودهنگام آغاز شده. و هیچ ایدهای ندارد که با همه اینها چه کند. با درک اینکه به هر آنچه همیشه از آن نفرت داشته تبدیل شده، به حال بازگشت میخواهد به گذشته برگردد تا تصمیم درست را بگیرد. اما آیا میتواند clock را به عقب برگرداند؟