خط داستانی
این فیلم داستان خانواده ای را روایت می کند که به دلیل افترا در آستانه فروپاشی است. صباهات روزهای خود را به انجام کارهای خانه، مراقبت از فرزند شیطانش و برخورد با مادر شوهر بدخلقش می گذراند. جمال که از کار به خانه برمی گردد، هر شب با شکایت های صباهات دست و پنجه نرم می کند. مشاجرات بین آنها به طور فزاینده ای افزایش می یابد. معلا، همسایه آنها که سال هاست عاشق جمال است، از این جو تنش زا بهره می برد. وقتی جمال پس از یک مشاجره صباهات را از خانه بیرون می کند، معلا این را فرصتی برای عملی کردن نقشه اش می بیند.