خط داستانی
میرا از سنین جوانی در عشق و devotion به خداوند کریشنا غرق است. وقتی بزرگتر میشود، خانوادهاش او را به رانا مِهار ازدواج میدهند. سوءتفاهمهایی پیش میآید زمانی که شعرهای devotional او به عنوان آهنگهای عاشقانه برای شخصی دیگر تصور میشود. شوهر و خانوادهاش سختیهای زیادی به او تحمیل میکنند. او به نشستن در معبد و خواندن bhajans (آهنگهای مقدس) که خود ساخته است، روی میآورد. برادر شوهرش بارها سعی میکند او را به قتل برساند، اما موفق نمیشود. او در نهایت زندگی در کاخ را رها کرده و از جایی به جای دیگر میگردد و آهنگهای devotional میخواند.