خط داستانی
«فلورئال» نام شهری سبز در محله بوئیسفورته بروکسل است که همسایگی اش خانه های کوچک با کارهای عاجی و زرد است و با نام های گُل ها در خیابان ها ساخته شده است. این شهر باغی نخستین کوشش برای حل مشکل مسکن کارگران پس از جنگ جهانی بود و سیستم تعاونی مانع هرگونه سوداگری شد زیرا سرمایه زمین باید مالکیت جامعه میماند. کارگردان که تا هجده سالگی در فلورئال زندگی میکرد، با این محله و ساکنانش آشنا میشود و به دو پرتره از ساکنان و معماری اش میپردازد که گاه به صورت موتیفهای انتزاعی در میآیند و با موسیقی مینیمالیستی ساخته توسط او همآهنگ میشوند.