خط داستانی
شوتارو و میناکُو به بحث و جدل می پردازند میناکُو خیانت خود را به شوهرش اعتراف می کند و از او می خواهد جدا شود او از کار شرکت ساختمانی خود راضی است و در حرفه موفقی پیش می رود در حالی که شوهرش با عشق خانه و بچه ها را مدیریت می کند او خرید می کند آشپزی می کند لباس می شوید انجام می دهد مناقشات زوج شدت می گیرد تا میناکُو درخواست طلاق دهد دختر بزرگشان ماری به خاطر مشکلات والدین خیلی ناراحت نیست بلکه بیشتر به قطعه پیانویی که باید با مادر خود در کنسرت مدرسه موسیقی اجرا کند علاقه مند است هرچند به معلم موسیقی اش هم علاقه دارد اما برادر کوچک ترش تورو احساس می کند مادر او را فریب داده و نمی تواند همسر پدر را به عنوان مدیر خانه بپذیرد در کنسرت ماری و میناکُو تاحدی آشتی صورت می گیرد و ورودشان به صحنه با تشویق بلند مواجه می شود