خط داستانی
جیامی جوانی است که هم از خطرات کم وزنی و هم از پرخوری رنج می برد خاطرات او از تمسخر به خاطر اضافه وزن با رفتار دیگران در برابر کاهش وزن ناگهانی اش او را وادار می کند برای اولین بار در تصمیماتش بازنگری کند ما را به واقعیت او می برند و بینش او را درک می کنیم در حالی که هر کس را از اطرافش می گیرد تا به جزئیات دنیای توخالی اش نگاه کند و بفهمد واقعیت او تا چه حد نازک است «تمام» درباره غلبه بر اختلال خوردن نیست بلکه درباره درک اختلال خوردن است و اینکه چگونه یک جوان به درک آن می رسد