خط داستانی
هاوارد پیتون به مدت دو سال به خاطر جعل اسناد زندانی بود. جری گرافتون، یک دزد با نزاکت، در حال جستجوی اوست وقتی هاوارد از زندان آزاد میشود. او در درب زندان با همسر جوانش ملاقات میکند. جری نیز او را ملاقات کرده و پیشنهاد کمک میدهد، اما تحت تأثیر همسرش، هاوارد این پیشنهاد را رد میکند. وقتی به خانه میرسند، همسرش که مقداری پول دارد، او را ترغیب میکند تا به نیویورک برود و زندگی جدیدی آغاز کند و وقتی شغف پیدا کرد، برای او پیام بفرستد. در نیویورک، او موفق میشود در دفتر آرتور جیمیسون، یک واردکننده، شغف پیدا کند. هاوارد برای پیوستن همسرش پیام میفرستد. در حالی که منتظر است، گرافتون او را پیدا کرده و اصرار میکند که نام کارفرمایش را جعل کند، وگرنه گذشتهاش را فاش خواهد کرد. هاوارد که به طور طبیعی ضعیف است، تسلیم میشود.